تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
هنوز سر كار با محبّت است . و قطع طمع در نزد سالكين عبارت است از اين مرحله . « 1 »
هامش
است سالك از تعيّنات نگذشته به مطلوب كه فناء در ذات است نخواهد رسيد و در اين مرحله بايد عنوان محبّت و محبّ و محبوب از بين برود و صفت بسوزد و نابود گردد . نقل است كه مرحوم قاضى رضوان الله عليه مىفرمودند : كه بهترين راه و سريعترين راه كه براى از بين بردن اغراض و نيّتهاى نفسانى كه در سلوك راه خدا مؤثّر باشد و حكم راه ميان برى كه يكباره سالك را نجات دهد و از هر داعيه و انگيزهء غير الهى و بالأخره از صفت بيرون آورد احراق است و آن طريقه را قرآن مجيد آموخته است . مثلا كسى كه به او مصيبتى وارد آيد از موت اهل و فرزند يا غير آنها به طرق مختلفى مىتوان خود را تسكين دهد مانند آنكه اين اهل و فرزند ممكن بود در آتيه براى من ضرر داشته باشند يا در انجام خواسته‌هاى خود مرا خسته كنند يا آنكه ديگران نيز مانند من زن و فرزند خود را از دست داده و مىدهند و نظائر آن . ولى قرآن مجيد مىگويد : و بشّر الصّابرين الّذين اذا أصابتهم مصيبة قالوا إنّا للّه و إنّا إليه راجعون يعنى همه چيز ملك مطلق خداست و انسان ابدا حقّى ندارد تا ادعاى ملكيت كند بنا بر اين ملك ملك خدا بوده و مالك ، هر گونه تصرفى بخواهد - بدون چون و چرا - در ملك خود مىكند . اين طرز تفكر فورا مصيبت زده را راحت مىكند . يا آنكه مثلا شخص بسيارى از چيزهاى مادى و معنوى مىخواهد و بدانها دست نمىيابد و لذا در اضطراب و تشويش بسر مىبرد چون به قرآن مراجعه كرد و ديد كه فقر او ذاتى است ديگر از نگرانى بيرون مىآيد و مىفهمد كه هر چه نيز به او بدهند مال او نيست مال خدا است و او به فقر ذاتى خود باقى خواهد بود . و در راه سلوك اگر بفهمد كه نفس او را خدا طمّاع قرار داده و به هر مقام و مكرمتى طمع دارد و تا از اين طمع نگذرد و از اين خواستهء نفس عبور نكند به مقصود نخواهد رسيد و اين به آنست كه يكباره از تمام مشتهيات نفسانيّه از مقام كرامت و درجات چشم بپوشد و خود را از تمام نيّت‌ها و خواسته‌ها تهى كند در اين وقت كه ذهن از همهء اغيار پاك شد جمال حضرت الهى تجلّى خواهد نمود و چون اين تفكر تمام نيّتها و صفتهاى او را گوئى آتش مىزند لذا اين طريقه را احراق گويند . ( 1 ) - در « حلية الأولياء » ص 36 از بايزيد نقل كرده است كه فرموده : -