تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
عين آتش و عين دوزخ است . ليكن بايد ديد به چه علّت سنگ‌ها نيز در جهنّم مىروند ؟ ( و البتّه باز معلوم است كه مراد از حجاره و سنگ ، همان أصنام و بت‌هائى است كه مىتراشيدند و پرستش مىكردند . ) چون نفس چوب و گل و سنگ و ساير اشيائى كه با آن بت مىتراشند كه گناهى ندارند كه مستوجب آتش باشند ؛ و ليكن با مختصر تأمّل در اين آيات به دست مىآيد كه آنچه در جهنّم مىرود و مستحقّ آتش است مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللهِ است ، يعنى نفس معبودى غير از خداوند تبارك و تعالى . و معبوديّت مِن دون الله پروردهء ذهن و فكر شخص عبادت كننده و بت‌پرست است ؛ آن جهت و آن حيثيّت در آتش مىسوزد . و بنابراين نفس انسان و آنچه متولّد و زائيدهء نفس اوست از همان تخيّل موهومى معبود غير از خدا ، در جهنّم مىرود و مىسوزد ؛ و همان ، آتش افروز يعنى آتش‌گيرانهء دوزخ است . و اصنام و بت‌ها گرچه خود گنهكار نيستند ، ولى صورت تخيّلى آنها در ذهن عبادت كنندگانشان به عنوان معبوديّت ، خطا و گناه است ؛ و آن صورت تخيّليّه بايد بسوزد زيرا كه معبود سِوَى الله است .

أفراد صالحى كه معبود واقع شده‌اند ، حصب جهنّم نيستند

و امّا اگر آن معبودها داراى نفس ناطقه و اراده و اختيار باشند ، و خودشان دعوت به عبادت نموده باشند ، مانند فراعنهء مصر ، و قياصرهء روم ، و خواقين چين ، و سلاطين و شاهنشهان ايران كه مردم را به عبوديّت و عبادت خود مىخوانده‌اند ، و عملًا خود را فعّالِ