أَ عَلِمْتُمْ أَنَّ مَالِكًا إذَا غَضِبَ عَلَى النَّارِ حَطَمَ بَعْضُهَا بَعْضًا لِغَضَبِهِ ، وَ إذَا زَجَرَهَا تَوَثَّبَتْ بَيْنَ أَبْوَابِهَا جَزَعًا مِنْ زَجْرَتِه - الخُطبةَ . « 1 »
« پس بشتابيد به سوى معاد ( كه آن بازگشت شماست به سوى پروردگار و آفريدگار آفريدگان ) . و پيشى گيريد به أعمال صالحه و طاعات ، پيش از آنكه اجلها برسد و شما را ببرد ! زيرا كه نزديك شده است كه بين مردم و بين آمال و آرزوهايشان جدائى افتد ، و آرزوها بريده شود ، و اجل ايشان را دريابد و فراگيرد ، و درِ توبه و رجوع از گناه بر آنان بسته شود ؛ زيرا كه شما صبح كردهايد در حال و موقعيّتى كه آنهايى كه قبل از شما بودهاند بازگشت به سوى آن را خواستارند ( يعنى شما چيزى داريد كه مردگان درخواست آن را مىكنند ) و شما در اينجا در راه سفر و راهِ گذريد ؛ سفر از خانه اى كه خانهء شما نيست ، و شما را بر كوچ كردن از آن خبر دادهاند ، و امر كردهاند كه زاد و توشه برگيريد !
و بدانيد كه اين پوست نازك بدن ، قدرت و توانائى استقامت در برابر آتش را ندارد ؛ بنابراين بر جانهاى خود ترحّم كنيد ، زيرا كه شما در مصائب دنيا نفوس خود را حقّاً آزمودهايد و امتحان كردهايد كه چگونه يكى از شما از يك خارى كه به او خَلَد ، جزع و فزع مىكند ، و از يك لغزشى كه او را به رو دراندازد و خونآلود سازد ، و يا از زمين گرم و ريگ گرم كه بسوزاند او را ، ناراحت مىشود و شِكوه
هامش
( 1 ) « نهج البلاغة » خطبهء 181 ، از طبع عبده مصر ، ص 347 و 348