يونس ! تو به گفتار قَدَريّه سخن مگو ! زيرا كه قدريّه ، گفتارشان سخن اهل بهشت نيست ، و سخن اهل جهنّم هم نيست ، و سخن شيطان هم نيست . چونكه اهل بهشت مىگويند : « حمد اختصاص به خدا دارد ، آنكه ما را بدينجا رهبرى كرد ، و اگر خدا ما را رهبرى نمىكرد ما چنين نبوديم كه بدينجا رهبرى شويم . » و اهل جهنّم مىگويند : « بار پروردگارا ! شقاوت ما بر ما غلبه كرد ، و ما در دنيا از گروه گمراهان بودهايم . » و ابليس مىگويد : « بار پروردگار من ! به جهت اينكه تو مرا إغوا نمودى ( من چنين مىكنم . . . ) »
يونس گويد : من گفتم : سوگند به خدا كه من گفتار آنان را نمىگويم ، بلكه مىگويم : چيزى نيست مگر به آنچه خدا بخواهد ، و اراده كند ، و مقدّر كند ، و قضايش جارى شود . حضرت فرمود : اى يونس ! همين سخن تو درست نيست . چيزى نيست مگر آنچه خدا بخواهد ، و اراده كند ، و مقدّر نمايد ، و قضايش جارى شود - تا آخر حديث . »
و همچنين از محمّد بن يحيى از احمد بن محمّد بن حسن زَعْلان از أبو طالب قمّى از مردى ، از حضرت صادق عليه السّلام آورده است كه :
قَالَ : قُلْتُ : أَجْبَرَ اللهُ الْعِبَادَ عَلَى الْمَعَاصِى ؟ قَالَ : لَا . قُلْتُ : فَفَوَّضَ إلَيْهِمُ الامْرَ ؟ ! قَالَ : قَالَ : لَا ! قَالَ : قُلْتُ : فَمَا ذَا ؟ ! قَالَ : لُطْفٌ مِنْ رَبِّكَ بَيْنَ ذَلِكَ . « 1 »
هامش
( 1 ) « اصول كافى » ج 1 ، ص 159