تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
ضرورى نيست ، و از نقطهء نظر طهارت كه مسألهء فقهى است مطلب را تمام نموده باشند .

ذرّه اى استقلال در اختيار انسان ديدن ، عين شرك است

و بالجمله جان و روح مسأله اينست كه : ما اگر بخواهيم به قدر سر سوزنى بنده را مستقلّا در كارهايش مؤثّر بدانيم و مستقلّا براى او اختيارى قائل شويم ، به همان قدر خدا را از كار خود معزول كرده‌ايم ؛ و شرك غير از اين چيزى نيست . شرك به معناى نفى الوهيّت و تأثير ذات اقدس او نيست ، بلكه شرك عبارت از مشترك قرار دادن كارها به دست خدا و به دست غير اوست ؛ و إشراك يعنى چنين عملى را انجام دادن . و بنابراين شرك غلط است ، و هيچ تفاوت ندارد كه در امور مهمّه باشد و يا در امور غير مهمّه ، چيزى را كه براى خدا شريك قرار دهند و آن را مستقلّا مؤثّر بدانند اختيار انسان باشد و يا فرشتهء آسمانى و يا ديو زمينى . و اگر اختيار انسان مستقلّا مؤثّر نباشد ، بلكه در تحت اختيار خدا بوده باشد ، اين عين توحيد است و غير از اين چيزى نيست . بلكه اختيار بندگان ، عين اختيار حضرت حقّ است سبحانه و تعالى . و ما نبايد خداى ناكرده اين معنى را مستلزم جَبر بدانيم ، و لذا براى فرار از جَبر قائل شويم كه اختيار مستقلّا از ماست ، و چون خداوند به علم غيب خود ميدانسته است كه اينچنين بنده اى در وقت آفرينش چنين اختيارى را مستقلّا مىكند ، بنابراين به دنبال اين اختيار استقلالى دل او را مُهر مىزند . اين كلام واژگون است .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 277 | السيد محمد حسين الطهراني