خداوند ضعيف و بيچاره نيست كه ما چنين وكيل مدافعى از او باشيم ، و بخواهيم معارف الهيّه را كه به غلط فهميدهايم ، به خورد او داده و بدين توجيهات واهى و تعبيرات بى اساس تصحيح كنيم ، و به عقيدهء خود دفاع از دين بنمائيم ، و عياذاً بالله خرابىهاى معارف متقن و أصيل و مبرهن را كه ناشى از خرابيهاى فهم ماست ، براى آنكه خوشايند افكار عامّه و طبقهء جهّال از مردم باشد بدين آب و رنگها سرو صورتى دهيم ؛ و بالاخره و غاية الامر طبق خواست عامّه كه پيوسته مىكوشند تا بتى بتراشند و چون قوم حضرت موسى در غيبت او اشتهاى عبادت عِجل كنند ، ما نيز يك قدم در شرك جلو آورده و با اين افكار هماهنگ گرديم .
خداوند عزيز است ، و معارف الهيّه متين و استوار ، و توحيد ذات اقدس او پيوسته چون خورشيد درخشانْ تابان .
ما در اينجا چند روايت از « اصول كافى » مىآوريم و سپس به بحث مختصرى براى روشن شدن مطلب مىپردازيم .
روايات وارده در أمرٌ بين الامرين
كلينى ( ره ) روايت مىكند از علىّ بن إبراهيم از محمّد بن عيسى از يونُس بن عبد الرّحمن از حَفْص بن قُرْط ، از حضرت صادق عليه السّلام :
قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ : مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللهَ يَأْمُرُ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشَآءِ فَقَدْ كَذَبَ عَلَى اللهِ . وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ الْخَيْرَ وَ الشَّرَّ بِغَيْرِ مَشِيَّةِ اللهِ فَقَدْ أَخْرَجَ اللهَ مِنْ سُلْطَانِهِ . وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ الْمَعَاصِىَ بِغَيْرِ قُوَّةِ اللهِ فَقَدْ كَذَبَ عَلَى اللهِ . وَ مَن كَذَبَ عَلَى اللهِ