نمىورزند ، و تسبيح او را بجاى مىآورند و براى او سجده مىكنند . »
و همچون آيه :
إِنَّما يُؤْمِنُ بِآياتِنَا الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ
. « 1 »
« اين است و جز اين نيست كه به آيات ما كسانى ايمان مىآورند كه چون بدان آيات متذكّر شوند ، به رو به زمين در سجده بيفتند و به حمد پروردگارشان تسبيح كنند ، و ايشان استكبار نمىنمايند . »
و محصّل مطلب آنست كه : اين حسّ بلندپروازى و سركشى و خود بينى و خود محورى و خودنگرى كه بر أصالت واقع نيست ، از نفس امّارهء به سوء و از حجاب غليظ بين بنده و بين خدا - در اثر تسويلات شيطان و ابليس - پديدار مىشود . و چون وجود ابليس از آتش است ، لذا اين حجابْ آتش خواهد بود . و هر كس بدين حجاب محجوب گردد با ابليس هماهنگى نموده ، و در اثر اتّحاد و هم افق شدن با آن كانون آتش ، آتشين خواهد شد ؛ و در روز قيامت كه اين حجاب به صورت آتش جلوهگر است ، در آن معذّب و مخلّد خواهد بود .
عجيب است كه خداوند به صورت استفهام تقريرى سؤال مىكند كه : « آيا اينچنين نيست كه جهنّم محلّ و منزلگاه متكبّران مىباشد ؟ » :
أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْمُتَكَبِّرِينَ
« 2 »
و نيز به صورت حتم و جزم حكم مىكند كه : « آن كسانى كه از
هامش
( 1 ) آيه 15 ، از سورهء 32 : السّجدة
( 2 ) ذيل آيه 60 ، از سورهء 39 : الزّمر