« چهرههائى در آن روز ، با طراوت و خرّماند ؛ و بسوى پروردگارشان نظر مىكنند . »
فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً .
« 1 »
« پس هر كس كه اميد ديدار پروردگارش را داشته باشد بايد عمل نيكو انجام دهد و در پرستش پروردگار خود هيچكس را شريك قرار ندهد . »
و ميتوان اين نام جَنّت لقآء را از نسبت اين جنّت به خود خدا استفاده نمود ، آنجا كه فرمايد :
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
« 2 » .
« اى نفسى كه به مقام سكينه و اطمينان و آرامش رسيده اى ! بسوى پروردگارت بازگشت كن درحالىكه هم تو از پروردگارت راضى و خشنود هستى و هم او از تو راضى و خشنود است ! پس داخل شو در ميان بندگان من ، و داخل شو در بهشت من ! »
در اينجا ملاحظه مىشود كه جَنَّتِى فرموده است ، و اين بهشت را براى خصوص چنين بندگانى ، نسبت به خود داده است .
و يا بعضى از بهشتها را به عنوان جَنّت تعبير نكرده ، بلكه به عنوان دار يعنى خانه ذكر كرده است ؛ مانند جَنّة السّلام :
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 110 ، از سورهء 18 : الكهف
( 2 ) آيات 27 تا 30 ، از سورهء 89 : الفجر