تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
نُزُلًا بِما كانُوا يَعْمَلُونَ .
« 1 » « امّا آن كسانى كه ايمان آورده‌اند و اعمال صالحه انجام ميدهند ، پس براى آنان بهشت‌هاى مأوى به عنوان پذيرائى و پاداش كارهائى كه در دنيا بجاى مىآورده‌اند مهيّا و آماده مىباشد . » و دوّم : در سورهء نجم :
عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى * عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى .
« 2 » « در نزد سِدرة المُنتهى ، كه آخرين درخت است . و در نزد آن سدرة و درخت ، بهشت مأوى است . » بارى ، جَنّة الخُلد ، بهشتى غير از اين بهشت‌ها نيست كه قَسيم آنها باشد ، بلكه مَقسم آنهاست . و همانطور كه اشاره شد اضافهء جنّت به خُلد براى تحقّق معناى جاودانى بهشت است . و ليكن جَنّة النّعيم بهشت ولايت است ؛ و هر جا كه در قرآن نامى از نعمت برده شده است ، مراد ولايت است . و ما اين حقيقت را در مجلس 58 ، از مجلّد هشتم به اثبات رسانيده‌ايم .

بهشت لقاء ، و جنّت ذات

ولى چون ميدانيم كه حضرت حقّ وعدهء ديدار داده است ، و متجاوز از بيست جا در قرآن كريم لقاء و زيارت خود را وعده ميدهد ، پس جَنَّت لِقاء يكى از بهشت‌هاست ؛ آن هم چه بهشتى !
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ * إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ .
« 3 »
هامش
( 1 ) آيه 19 ، از سورهء 32 : السّجدة ( 2 ) آيه 14 و 15 ، از سورهء 53 : النّجم ( 3 ) آيه 22 و 23 ، از سورهء 75 : القيامة
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 210 | السيد محمد حسين الطهراني