ثقل ندارد . حورالعين در پرواز مىآيند ، و به يك طرفة العين بهشتى كه وسعتش به اندازهء آسمانها و زمين است طى مىشود . غذايش ثقل ندارد ، و عرق بدن آنها بوى عطر ميدهد ، و بالاخره تمام جهات نعمت و لذّت متراكماً موجود است ، و آثار و خواصّ مادّه و ثقل و كثافت آن نيست . آنجا بهشت حقيقى حقيقى ، بدون جهات عدميّه و نقصان است ؛ و بنابراين ، لذّت آن پيوسته ، و دگرگونى و خرابى و تشويش در آن راه ندارد .
و در حديث است كه اهل بهشت جملگى جُرْد و مُرْد هستند . جُرْد جمع أجْرَد ، و مُرْد جمع أمْرَد است ، و هر دو به معناى بى مو ، و بدون ريش و محاسن است . يعنى اهل بهشت گرچه پيران فرتوت باشند كه از دنيا رفتهاند ، با كمر خميده پشت كوژدار و چشمان درهم هشته و گوش سنگين ، ولى در بهشت همگى به صورت جوان نورس كه هنوز بر عارضش خطّ سبزى كشيده نشده است مىباشند .
و نيز در روايت است كه روزى رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم كه در اوصاف بهشت و نعمتهاى جاودانى آن بياناتى داشتند ، از روى مزاح و شوخى به يك پيرزن مؤمنه اى كه در خدمتش بود فرمود : ولى افسوس كه عَجَائز يعنى پيرزنها در بهشت وارد نمىشوند .
پيرزن شروع كرد به گريستن . حضرت فرمود : گريه مكن ! همگى به صورت دختران جوان و با طراوت و استقامت وارد مىشوند ؛ خداوند آنان را بدين صورت محشور مىكند ، و سپس داخل بهشت مىفرمايد .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 197
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٩٧