يَا مَنْ قَصَدَهُ الضَّآلُّونَ فَأَصَابُوهُ مُرْشِداً ! وَ أَمَّهُ الْخَائِفُونَ فَوَجَدُوهُ مَعْقِلًا ! وَ لَجَأَ إلَيْهِ الْعَابِدُونَ فَوَجَدُوهُ مَوْئِلًا ! مَتَى رَاحَةُ مَنْ نَصَبَ لِغَيْرِكَ بَدَنَهُ ؟ ! وَ مَتَى فَرَحُ مَنْ قَصَدَ سِوَاكَ بِهِمَّتِهِ ؟ ! إلَهِى ! قَدْ تَقَشَّعَ الظَّلَامُ وَ لَمْ أَقْضِ مِنْ خِدْمَتِكَ وَطَراً ، وَ لَا مِنْ حِيَاضِ مُنَاجَاتِكَ صَدَراً ! صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ ءَالِ مُحَمَّدٍ ! وَ افْعَلْ بِى أوْلَى الامْرَيْنِ بِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ . « 1 »
« اى كسى كه گمگشتگان ، بسوى او روى آورده و متوجّه به او شدند ، پس او را راهنما و دليل يافتند ! و ترسناكان او را قصد كردند ، و او را پناه و كهف يافتند ! و عبادت كنندگان به او ملتجى شده و پناه آوردند ، و او را ملجأ و پناه يافتند ! چه وقت به راحتى ميرسد كسى كه بدن خود را براى غير تو به زحمت افكند ؟ ! و چه هنگام خوشحالى و سرور كسى است كه به همّت خود ، قصد غير تو را كند ؟ ! اى پروردگار من ! شب سپرى شد و تاريكى رو به زوال گذاشت ، و من هنوز حاجت خود را از محضر تو نگرفتهام ، و از حياض مناجات تو سيراب نشده و بهره نيافتهام ! درود بر محمّد و آل محمّد بفرست ! و از دو امرى كه دربارهء من نيّت دارى ، آن را كه به تو سزاوارتر است دربارهء من عمل كن ، اى خداوند رحمآورندهترين رحمآورندگان ! »
مرا كه جنّت ديدار در درون دل است * چه التفات به ديدار حور عين باشد
هامش
( 1 ) « منتهى الآمال » طبع رحلى إسلاميّه ، ج 2 ، ص 9