اللهِ عَلَى الطَّعَامِ ، لَمْ يُسْأَلْ عَنْ نَعِيمِ ذَلِكَ .
( هر كسى كه در وقت غذا خوردن نام خداوند را بر زبان آرد ، از نعمت آن طعام پرسش نمىشود )
چون ذاكر اسم خداوند نيست مگر از قبيل ولايت با بيعت خاصّه ولويّه ؛ چون غير از آن كس ، به مضمون مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَيْخٌ تَمَكَّنَ الشَّيْطَانُ مِنْ عُنُقِهِ ( هر كسى كه راهنمائى نداشته باشد ، شيطان در گردن او جاى ميگيرد ) شيطان در وجود او تمكّن داده است ؛ و بنابراين تمام كردار و گفتار و حالاتش به تصرّف شيطان مىباشد .
و در اين صورت اگر بِسْمِ الله بگويد شيطان در او تصرّف مىكند ، و لفظ را از معناى خود خالى مىكند و خود را بجاى لفظ الله ميگذارد و در اين حال در حقيقت بِسْمِ الله بِسْمِ الشَّيْطَان خواهد شد . ( تمام شد گفتار « بيان السعادة » تفسير دربارهء معناى نعيم ) . « 1 »
و از آنچه ذكر شد ، استفاده مىشود كه هر نعمتى كه در راه خدا انسان مصرف كند ، مؤاخذه ندارد بلكه مطلوب و محبوب است ، و هر چه را در راه غير او مصرف كند خواه عُمْر باشد و خواه قدرت و خواه علم و خواه نعمتهاى دنيويّه و ملاذّ شهويّه : چون زن و فرزند و عشيره ، و اطعمه و اشربه ، و ديدن مناظر دلفريب و صحنههاى كوه و دشت عالم ، و غيرها ، همگى مؤاخذه دارد ؛ زيرا محبوب و مطلوب خالق عالم هستى و صاحبخانه خانه تكامل نيست .
چون خلقت انسان براى ولايت است ؛ و ولايت يعنى حجاب
هامش
( 1 ) تفسير « بيان السَّعادة » ج 2 ، ص 322 ، از طبع سنگى