و سپس هر امامى را يكايك ( امام ، امام ) با اهل عالَمش ميخوانند ؛ و آنان حجّتهاى خود را اقامه ميكنند ؛ و خداوند عذر آنان را قبول مىكند و حجّت آنها را نافذ قرار ميدهد .
و پس از آن خداوند ميفرمايد :
هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ .
ضُرَيس كه راوى اين حديث است ميگويد : روايت حضرت أبى جعفر محمّد الباقر عليه السّلام در اينجا منقطع شد . « 1 »
احتجاج خداوند با امتهاى پيامبران و امامان
احتجاج خداوند با امّتها در موقف عرصات :
مجلسى رضوان الله عليه روايت مىكند از دو كتاب حسين بن سعيد ، از أبو الحسن بن عبد الله از ابن أبى يعفور ، كه او گفت : « من بر حضرت صادق عليه السّلام وارد شدم و در نزد آن حضرت افرادى از اصحابش بودند ؛ در اين حال ، حضرت به من گفتند : اى پسر أبى يعفور ! آيا قرآن خوانده اى ؟ !
عرض كردم : آرى ، اين قرائت را . « 2 »
حضرت گفتند : بلى ، من هم از اين قرائت پرسيدم نه از غير آن !
عرض كردم : آرى ، فدايت شوم ، اين چه سؤالى است ! ؟
هامش
( 1 ) « تفسير علىّ بن إبراهيم » طبع سنگى ، از ص 178 تا ص 180
( 2 ) يعنى قرائت عاصم كه قرائت مشهور قرآن است و عاصم اين قرائت را به يك واسطه از أمير المؤمنين عليه السّلام روايت مىكند ؛ و اين قرائت غير از قرائت أبىّ بن كعب و ابن مسعود و سائر قرائتها مىباشد .