و تو را در امّت خود به عنوان خليفه و جانشين معيّن كرد ؟ ! و تو را ميزان و شاخص و عَلَم امّت خود ، در زمان حيات خودش قرار داد ؟ ! و آيا تو بعد از او براى مقام خود به پا خاستى ؟ !
علىّ ميگويد : آرى اى پروردگار من ! محمّد به من وصيّت كرد ، و مرا در امّت خود قائم مقام نمود ! و مرا به عنوان شاخص و عَلَم در زمان حيات خود منصوب نمود ! امّا بعد از آنكه روح محمّد را بسوى خود قبض كردى ، امّت او با من از در انكار در آمدند ، و با من به حيله و مكر رفتار كردند ، و مرا مورد قهر و غلبه خود قرار داده ، استضعاف كردند ! و نزديك بود كه مرا به قتل برسانند ؛ و مقدّم داشتند در برابر من كسى را كه تو مؤخّر داشتى ! و مؤخّر داشتند كسى را كه تو مقدّم داشتى ؟ و گفتار مرا نشنيدند ، و أمر مرا فرمان پذير نشدند ؛ پس من در راه تو و سبيل تقرّب بسوى تو با آنان كارزار كردم تا به جائى كه مرا كشتند !
خداوند به علىّ ميگويد : آيا تو پس از خودت در امّت محمّد جانشين و حجّتى معيّن كردى ، و خليفه اى منصوب نمودى تا بندگان مرا بسوى دين من و به راه من دعوت كند ؟ !
علىّ ميگويد ؛ آرى اى پروردگار من ! من حسن را در ميان آنان به عنوان جانشين تعيين كردم ؛ حسن كه هم فرزند من بود و هم فرزند دختر پيغمبر تو !
در اين وقت حسن بن علىّ را ميخوانند ؛ و از او سؤال مىشود آنچه از علىّ بن أبى طالب سؤال شد .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 328
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٢٨