و أبرار از امّت من شاهدند ! وَ كَفَى بِكَ شَهِيدًا .
در اين حال ملائكه را ميخوانند ، و آنان جملگى گواهى ميدهند براى محمّد كه او تبليغ رسالت خود را نموده است .
و سپس امّت محمّد را ميخوانند ، و از آنان پرسش ميكنند كه آيا محمّد رسالت مرا و كتاب مرا و حكمت مرا و علم مرا ، به شما تبليغ كرد ؟ و شما را به اينها دانا كرد ؟ !
امّت محمّد همگى گواهى ميدهند كه محمّد رسالت و حكمت و علم را تبليغ كرد .
خداوند تبارك و تعالى به محمّد ميگويد : آيا تو بعد از خودت در ميان امّتت خليفه اى معيّن نمودى ، كه در ميان آنها به حكمت من و علم من ، بر پا شود ، و كتاب مرا براى آنان تفسير كند ، و آنچه در آن اختلاف دارند بيان كند و روشن سازد ؛ كه آن خليفه و قائم به امر ، بعد از تو حجّت من باشد و خليفه من در روى زمين بوده باشد ؟ !
محمّد ميگويد : آرى . اى پروردگار من ! علىّ بن أبى طالب كه برادر من و وزير من و وصىّ من و بهترين امّت من است ، من او را در ميان امّت به عنوان جانشين و خليفه تعيين كردم ؛ و در حال حيات خود او را به عنوان شاخص و ميزان نصب كردم ؛ و آنان را به طاعت و فرمانبردارى از او دعوت كردم ؛ و او را خليفه بر امّتم قرار دادم ، و او را امامى قرار دادم كه امّت من پس از من به او اقتدا كنند !
پس از اين علىّ بن أبى طالب را ميخوانند ؛ و سپس خداوند عزّ و جلّ ميگويد : اى علىّ آيا محمّد تو را وصىّ خود قرار داد ؟ !
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 327
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٢٧