بگيريد از سواى خدا ؟ ! عيسى ميگويد : پاك و منزّه هستى تو اى خداوند ! در خور و توان من نيست كه بگويم چيزى را كه براى من حقّ نيست . اگر من اينچنين بود كه گفته بودم ، هر آينه حقّاً تو ميدانستى !
تو از آنچه در اراده و ذهن من است خبر دارى ! ولى من از آنچه در علم تو و معلوم تو است خبر ندارم .
بدرستى كه حقّاً تو به پنهانها و رازها علم بسيار دارى و بسيار داننده اى !
من نگفتم به آنها مگر چيزى را كه تو مرا به آن امر كردى ، كه اينكه خداوند را كه پروردگار من و پروردگار شماست عبادت كنيد ! و تا وقتىكه من در ميان آنها بودم شاهد و گواه بر آنها بودم پس چون مرا بسوى خود بردى ، تنها تو فقط رقيب و پاسدار بر آنان بودى . و تو بر هر چيز شهيد و گواهى و حاضر و ناظرى !
اگر آنان را عذاب كنى ( حقّ توست ) چون آنها بندگان تو هستند ! و اگر مورد غفران و آمرزش خود قرار دهى ، پس حقّاً تو تنها عزيز و مستقلّ و حكيم مىباشى !
خداوند ميفرمايد : اين روز ، روزى است كه راستى و استوارى راستان به آنها فايده مىبخشد . از براى آنان باغهائيست كه در زير درختهاى انبوه و سربههمآوردهء آن نهرهائى جارى است ، كه صادقان و استواران در آنها بطور جاويدان زيست ميكنند . خداوند از آنها راضى است و آنها نيز از خداوند راضى هستند ؛ و اينست فوز و
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 322
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٢٢