تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
نزد شخص ديگرى مظلمه اى باشد مگر آنكه او را به آن مظلمه ميگيرد . و در اين هنگام بقدرى كه خداوند اراده كرده است ، در محشر درنگ ميكنند ، و حالشان شدّت مىيابد ، و عرقشان فراوان ميريزد ، و غمّ و اندوهشان شديد ميگردد ؛ و صداهايشان بلند مىشود ؛ و ضجّه و فريادهايشان بالا ميرود ، و از خداوند تمنّاى خلاصى از اين ماجرا را ميكنند كه : ما از مظالمى كه اهل مظلمه به ما نمودند صرف نظر كرديم . و از درخواست مظلمه و تظلّم إبا نموديم . و خداوند عزّ و جلّ بر مشقّت و شدّت احوال آنها اطّلاع حاصل مىكند ، و منادى از نزد خداوند تبارك و تعالى بطورى ندا در ميدهد ؛ كه همانطور كه اوّلشان ميشنود آخرشان نيز ميشنود : كه اى معشر خلائق ! براى دعوت خداوند تبارك و تعالى ساكت شويد ! و گوش فرا دهيد كه خداوند تبارك و تعالى به شما ميگويد : من هستم خداوند بسيار بخشنده ؛ اگر شما ميخواهيد حقوق خود را به يكديگر ببخشيد ، ببخشيد ! و گرنه من براى شما مظالم شما را خواهم گرفت ! اهل محشر از اين ندا خوشحال ميشوند ، به جهت شدّت سختى و مشقّتى كه دارند ؛ و به جهت تنگى راه و تزاحم آنها در عبور . در اين حال به اميد آنكه از اين ضيق و شدّتى كه در آن هستند خلاصى پيدا كنند ، بعضى از آنان از مظالم خود ميگذرند و حقّ خود را مىبخشند ؛ و بعضى ديگر ميگويند : بار پروردگار ما ! مظالم ما بيش از مقدارى است كه ببخشيم .