3 - اطفالى كه تازه از مادر متولّد ميشوند ، تا مدّتى ادراك گذران زمان را ندارند ، چون هنوز مشاعرشان نسبت به ادراكات عالم كثرت خفته است .
4 - چه بسا افرادى كه در شدّت سرور و بَهجت بسر مىبرند ؛ و در عالمى از التذاذ غوطه ميخورند كه ابداً گذشت زمان را نمىفهمند ؛ و چه بسيار افرادى كه از شدّت غصّه و اندوه نيز مشاعرشان نسبت به ادراك كثرات اين عالم پائين مىآيد ؛ و ادراك گذشت زمان را نمىكنند ؛ يا بسيار كم و كوتاه ادراك ميكنند .
5 - افرادى چون أنبياء الهى كه وحى بر آنها نازل مىشود ، در آن حالات مخصوص ادراك زمان نمىكنند .
6 - هر وقت نفس كمالِ توجّه به چيزى يا كسى را بنمايد ، بطورى كه از غير او غافل شود ، زمان را و تدريج آن را نمىفهمد ، چون افرادى از اولياء خدا كه با حضرتش باب راز و نياز و مناجات را گشودهاند ؛ يا شخصى كه براى اختراعى يا اكتشافى و يا حلّ مسأله فكرى علمى ، چنان متوغّل مىشود و در آن مطلب فرو ميرود كه از عالم طبيعت انصراف حاصل مىكند .
ديگر از امورى كه ميتوان از اين قبيل دانست ، يكى موت ارادى است . و يكى خواب مغناطيسى كه آن را مَنيتِيسم گويند گرچه اين قسم از خواب مشروع نيست ؛ و يكى طىّ الزّمان است اگر واقعيّت و حقيقتى داشته باشد . طىّ الارض عبارت است از پيمودن مسافتهاى دور و دراز را در زمان بسيار اندك ؛ و اين امرى است مشهور و معروف در نزد اولياء
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 257
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٥٧