تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
دنيا داده شود ، تا اشكال لازم آيد كه چه بسيار از افرادى در حين خيانت و جنايت مىميرند ؛ و مجالى براى پاداش براى آنها باقى نيست . زيرا پاداشِ عمل از لوازم عمل است ، و بالاخره در قيامت كه محلّ ظهور و بروز بواطن نفس است ، به نحو أتمّ و اكمل داده خواهد شد ، و براى بعضى كه پس از عمل در دنيا مدّتى زيست ميكنند ، آثار خير و يا آثار شرّ آن عمل نيز كه پديدهء نفس آنهاست به ظهور ميرسد ؛ و براى بعضى ديگر در هنگام سَكَرات مرگ خواهد رسيد ؛ و عالم مثال در دنبال دنيا ، و عالم قيامت در دنبال عالم مثال است ، و از جهتى هر سه عالم عالم واحد و ممتدّى است كه سير تكاملى بشر را متحمّل است ؛ و بنابراين اگر جزا و پاداش در دنيا داده شود ، در آخرت تخفيف مىيابد ؛ و اگر در دنيا داده نشود ، در آخرت شديد است . و بر اين اصل رواياتى داريم كه خداوند پاداش خطاى مؤمنين را در دنيا به ابتلاء به تب و مرض و فقر و غيرها ميدهد ، تا بدين‌وسيله پاك شوند ؛ و پس از مرگ با طهارت داخل در بهشت گردند ؛ ولى پاداش كافران را در دنيا نمىدهد ؛ و آنان را به زندگانى مترفّهانه و جمع اموال مبتلا مىكند ، تا تمام پاداش‌ها ذخيره براى قيامت شود . و در حديث وارد است كه : لَوْ كَانَتِ الدُّنْيَا عِنْدَ اللهِ قَدْرَ جَنَاحِ بَعُوضَةٍ لَمَا سَقَى الْكَافِرَ مِنْهَا شَرْبَةً . « 1 » « اگر دنيا در نزد خداوند به اندازهء بال پشّه اى ارزش داشت ، به شخص كافر به قدر يك خوراك آب آشاميدنى نمىآشامانيد » . و در
هامش
( 1 ) » . اين مضمون در روايات متعدّدى با مختصر اختلافى در لفظ آمده است ، من جمله در « كافى » ج 2 ، ص 246 ؛ و « من لا يحضره الفقيه » ج 4 ، ص 363 ؛ و « بحار الانوار » ج 77 ، ص 142 از « تحف العقول » روايت كرده است