تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
در قضاء و حكومت او را قاضى و حاكم نمودى ! در جهاد او را واداشتى ! وجودش را ضايع كرده‌اى ! زن براى اين كارهاى سنگين نيست ؛ سازمان وجودى زن به شكلى دگر است . « 1 » در روايت داريم : وَ لَا أَنْ تُسْتَشَارَ ؛ در امور سياسى و اجتماعى نبايد زن را مورد مشورت قرار داد . إيَّاكَ وَ مُشَاوَرَةَ النِّسَاءِ فَإنَّ رَأيَهُنَّ إلَى أَفنٍ وَ عَزْمَهُنَّ إلَى وَهَنٍ . حضرت ميفرمايد : « اى حسن ! مبادا در امور اجتماعى با زنان مشورت كنى ! چون رأى آنها پيوسته رو به ضعف ميگرايد و عزم و ارادهء آنان رو به سستى ! » و در معركهء پهلوانى و ميدان كشتى گيرى انسان بايد با پهلوان كشتى بگيرد ؛ اگر با غير پهلوان كشتى بگيرد آن بيچاره را ميكشد ؛ و وجود او را در هم مىشكند ؛ اينك دنيا نمىفهمد چه مىكند ؛ و چه بلائى در تحت عناوين جالب و چشمگير حقوق زن بر سر زنان مىآورد ؛ و چه آتش رگبار صاعقه‌هاى خانمان‌سوز را بر آنان مىبارد ؛ امروزه دنيا در جهل غوطه‌ور است ؛ در جهل مركّب غرق است . به عنوان حقوق زن قيام ميكنند و غير از آنكه حقوق حقّه و اوّليّه آنها را تباه كنند ؛ و گل
هامش
( 1 ) ما دربارهء حقوق زن و تفسير آيهالرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِو عدم قضاء و حكومت و جهاد بر زن در اسلام ، رساله‌اى به زبان عربى مستدلّ نوشتيم به نام « رسالهء بديعه » كه به فارسى نيز ترجمه شده و در دسترس برادران فارسى زبان قرار گرفته است .