تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
كردند ؛ و مسجد ميگويد : اى پروردگار من مرا معطّل و بدون عمل گذاردند و حقّ مرا ضايع كردند ؛ و عترت ميگويد : بار پروردگارا ما را كشتند و دور كردند و متفرّق نموده و فرارى دادند ؛ و در مقابل پروردگار در دعواى خصومت و دادخواهى به دو زانوى خود نشانده ميشوند ؛ پس خداوند عزّ و جلّ به هر يك از آنان ميگويد : من خودم اولويّت دارم از شما دربارهء خصومت و دادخواهى نسبت به آنان . » اين روايت را در « وسائل » مرحوم شيخ حرّ عاملى از محمّد بن علىّ بن بابويه قمّى : شيخ صدوق در « خصال » با سند متّصل خود از محمّد بن عُمَر الحافظ البغدادى المعروف به جعابىّ از عبد الله بن بشير از حسن بن زبرقان مرادى از أبو بكر بن عيّاش از أجلح از أبى زبير از جابر از رسول خدا روايت كرده است . « 1 » و نيز در « وسائل » از مرحوم شيخ طوسى در مجالس با اسناد خود از زُرَيق روايت كرده است كه : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ عَلَيْهِ السَّلامُ : شَكَتِ الْمَسَاجِدُ إلَى اللهِ تَعَالَى الَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَهَا مِنْ جَيرَانِهَا ، فَأَوْحَى اللهُ إلَيْهَا : وَ عَزَّتِى وَ جَلَالِى ! لا قَبلْتُ لَهُمْ صَلَوةً وَ لَا أُظْهِرُ لَهُمْ فِى النَّاسِ عَدَالَةً وَ لَا نَالَتهُمْ رَحْمَتِى وَ لَا جَاوَرُونِى فِى جَنَّتِى . « 2 »
هامش
( 1 ) « خصال » صدوق طبع حروفى ، ص 174 و 175 ( 2 ) « وسائل » ج 1 ، ص 303