« جابر بن يزيد جعفى كه از خواصّ اصحاب حضرت امام محمّد باقر و امام جعفر صادق عليهما السّلام است ، ميگويد : براى من حضرت باقر عليه السّلام هفتاد هزار حديث و گفتار سرّى بيان كردند كه من تا به حال به هيچ كس نگفتهام و از اين به بعد نيز به احدى نخواهم گفت .
ميگويد : من به حضرت امام عليه السّلام عرض كردم : فدايت شوم ! شما يك بار بسيار سنگين و بزرگى را بر من حمل نموديد ، بواسطه بيان اسرار شما كه من نمىتوانم به كسى بازگو كنم ! و چه بسا حركت و خلجانى از آنها در سينه من پيدا مىشود كه شبيه حالت جنون است ، از بازگو نكردن و پنهان نمودن آنها .
حضرت فرمودند : اى جابر ! چون چنين حالى براى تو پيش آيد از منزلت بسوى صحرا برو و گودالى را در زمين حفر كن و سر خود را در آن حفيره كن و سپس بگو : محمّد بن علىّ به چنين و چنان سخنانى مرا آگاه كرده است ؛ و حفيره را از آن اسرار خسته كنندهء خود آگاه كن » !
اين روايت نيز مانند روايت پيشين است و بنابراين نبايد از رازگوئى با خاك و نگهدارى خاك سرّ انسان را تعجّب نمود .
هامش
است و در ص 128 از « أخبار معرفة الرّجال » كه همان رجال كشّى است و در بمبئى به طبع رسيده است آورده شده است ؛
در كتاب « معجم رجال الحديث » ج 4 ، ص 22 از شيخ كشّى نقل كردهاند ؛ و مرحوم علّامه بحر العلوم در سير و سلوكى كه منسوب به ايشانست در نسخهء خطى ص 91 با مختصر اختلافى در لفظ آوردهاند .