ذهن گوينده به ذهن شنونده انتقال يابد مانند دو طرف پيل مىماند كه يكى داراى برق مثبت و ديگرى داراى برق منفى است و ما ميخواهيم اين دو را به هم متّصل كنيم و سطحش را در سطح واحد بياوريم ؛ در اين صورت بواسطهء سيم رابطى اين قطب را به آن قطب مىبنديم ؛ برق مخالف اين قطب از سيم رابط جارى مىشود و هر دو پيل را در سطح واحد الكتريكى قرار ميدهد .
فرض كنيد الآن معانيى در خاطرهء بنده هست و در ذهن شما نيست و من ميخواهم اين معانى را به شما تحويل دهم و اين سطحهاى فكرى از نقطهء نظر اين معانىِ بخصوص كه قصد تكلّم بر آن قرار گرفته است در يك سطح واحد قرار گيرد ؛ يك سيم رابط مىبنديم بين اين مغز و مغزهاى شنوندگان ، آن سيم رابط چيست ؟
با يكديگر قرار ميگذاريم كه هر وقت بگوئيم : زيد ، يعنى اين آقا رفت ، يعنى حركت كرد و دور شد ، شب يعنى وقتى كه خورشيد در افق پنهان مىشود و هوا تاريك ميگردد ؛ روز ، يعنى وقتى كه خورشيد سر از افق بر مىآورد و هوا روشن مىشود ؛ اينها همه الفاظى است كه معانى دارد ؛ تمام الفاظى كه در لغت استعمال مىشود ، دلالت بر معانى خاصّى دارد ؛ و اهل زبان هم كه يك قرار داد با همديگر دارند .
مادر كه به زبان مادرىِ بومىِ خود ، الفاظى بر زبان بچّهء خود ميگذارد بر اساس همين قرار داد بومى و قومى است ، بنابراين هر وقت ما بخواهيم اين معانى را القاء كنيم سيم رابط مىكشيم .
سيم رابط عبارتست از بيان كردن ، و معانى را از ناحيهء ذهن بر زبان
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٨٩