اصحاب پيغمبر را بسيار ستوده است ، كه اينها آنقدر مردمان صادق و صحيح و متينى هستند كه از حدود مأموريّت خود هيچ تجاوز ندارند و در مقابل امر خدا كوتاهى نمىورزند ؛ با دشمنان خدا سخت خود هيچ تجاوز ندارند و در مقابل امر خدا كوتاهى نمىورزند ، با دشمنان خدا سخت و با دوستان خدا شفيق و مهربانند ، دائماً در حال ركوع و سجود ، و نماز خدا را به جا مىآورند . و به دنبال گمشده خود : لقاء خدا و فضل و رضوان خدا ميگردند ، بطورى كه حتّى داستان اوصاف آنان را حضرت موسى و عيسى على نبيّنا و آله و عليهما السّلام در تورات و انجيل ذكر كردهاند .
آيا تمام اصحاب پيغمبر چنين بوده اند ؟ و يكايك آنها داراى اين ستايش و تمجيد و قابل اين تحسين و تحميد هستند ؟ اين سوره در مدينه نازل شده و بعد از واقعهء حُنَين يعنى بعد از سال ششم از هجرت نازل شده است ، و در آن وقت در مدينه در ميان اصحاب رسول الله منافقين بودهاند كه صفّ مُعظمى از اصحاب را تشكيل ميدادهاند و در قرآن مجيد بسيارى از آيات درباره آنها فرود آمده است .
منافقين به حسب ظاهر از مسلمانان بودهاند و خطابات عامّهء قرآن به مسلمانان شامل آنها ميشده است ، نماز مىخواندهاند ، روزه ميگرفتهاند ، ولى كارشكنى ميكردند ، و جلوى نفوذ اسلام را ميگرفتند ، در جنگى كه پيش مىآمد با كفّار در باطن همدست ميشدند ؛ و براى تضعيف اسلام ميكوشيدند ، و مسلمانان را از مقابلهء دشمنان در ترس و دهشت مىانداختند ، در قرآن سورهاى به نام منافقين داريم ، و آنقدر كه رسول خدا از منافقان امّت آزار ديد و مصيبتها را تحمّل كرد ، از كفّار و مشركين آزار و اذيّت نديد ، با آنكه در بسيارى از غزوات
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 129
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٢٩