و آنان را به عنوان امّت وسط ستوده است ؟ آنها را گواه و شهيد بر اعمال مردم و رقيب و حسيب نهاده است ؟ آيا چنين مطلبى را مىتوان پذيرفت ؟ أبداً قابل قبول نيست .
عنوان ظاهر خطاب گرچه عامّ است ؛ ولى ملاك خطاب كه بر آن اصل حكم و انشاء صورت تحقّق ميگيرد خاصّ است . بدان ملاك و بواسطهء آن خصوصيّت و به مناط خصوص آن افرادى كه واجد شرائط شهادت هستند و آنان در ميان امّت واقع و با آنها محشور و مجتمعند ، خطاب عمومى تعلّق گرفته است .
و نظير اينگونه خطابها در قرآن كريم بسيار است ؛ و در عرف أدب و محاورات اجتماعيّه نزد بلغاء و فصحاء رائج است . مثلًا فرض كنيد : حاكمى از بعضى از افراد رعيّت خود دلگير و متأثّر مىشود ؛ او در خطابهء خود ميگويد : رعيّت من به من اعتنا نمىكنند و سخن مرا وقعى نمىنهند ؛ با اينكه تك تك از افراد رعيّت كه نافرمانى نكردهاند ، بعضى نافرمانى كردهاند ، امّا خطاب را به عنوان عموم آورده و همه را مورد سؤال و مؤاخذه قرار ميدهد . و يا مثلًا در حزبى و مكتبى و جمعيّتى كه داراى عنوان خاصّى هستند به جهت بعضى از افرادى كه داراى خصوصيّتى هستند خطاب را به تمام آن عنوان متوجّه ميكنند و همه را مورد تحسين و تحميد و تمجيد و يا مؤاخذه و سؤال قرار ميدهند ، در حالى كه ملاك خطاب اختصاص به همان افراد خاصّ دارد .
اين مطلب در فنّ بلاغت و فصاحت در ادبيات عنوان دارد ، و بلغاء و فصحاء در تمام زبانها در هر مرز و بوم با اينگونه خطابها سر و كار دارند ؛
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 127
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٢٧