« بندگان خداوند رحمن كسانى هستند كه از جمله صفاتشان اينست كه شهادت بر باطل نمىدهند و در محلّ باطل حضور به هم نميرسانند و چون از لغوى عبور كنند بزرگوارانه ميگذرند » .
و اصل شهادت را شهادت ميگويند چون مستلزم حضور است و معناى شهادت حضور است . و شهادت بر اعمال در روز قيامت متوقّف بر اينست كه شاهد ، اعمال افراد را در دنيا تحمّل كرده باشد ، رسيدگى كرده باشد علم و اطّلاع پيدا كرده باشد ، و پس از آن در روز بازپسين آنچه را كه تحمّل كرده است تأديه كند . خوب بودن و بد بودن عمل محتاج به علم و اطّلاع بر كيفيّت عمل از قصد قربت ، و قصد خيانت ، قصد خوبى و بدى ، براى خدا انجام دادن ، براى وصول به لذّت نفسانى به جاى آوردن . براى افراد عادى ممكن نيست كه بتوانند در امور معلومهء مشهودهء خود گواهى دهند ، تا چه رسد به افراد دور دست و غائب .
پس حتماً بايد شخص شاهد كسى باشد كه غيبت و حضور و قرب و بعد و زمان و مكان براى او مطرح نباشد ، و با نظر واحد بر ماضى و مستقبل و أمكنه مختلف بطور على السّويّه بنگرد و بتواند علاوه بر ظواهر اعمال ، بر بواطن و سرائر علم حاصل كند ، تا بتواند از عهدهء شهادت برآيد و الّا شهادت از حيطهء وجودى و سعهء علمى او خارج است .
وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً
. « 1 »
هامش
( 1 ) صدر آيه 143 ، از سورهء 2 : البقرة