دهد ، مراد از مؤمنون در اينجا كسانى هستند كه به مقام ايمان واقعى رسيدند ، به مقام يقين نائل آمدهاند ، معارج و مدارج انسانيّت را پيمودهاند ، و به مقام كمال نائل آمدهاند . آنان از مقرّبين هستند . روايات بسيارى داريم كه اعمال را در هر هفته خدمت امام زمان عَجَّل اللهُ تعالى فرجَه عرضه ميدارند ، و حضرت نسبت به اعمال خوبى كه انسان انجام داده است خوشحال ميشوند و نسبت به اعمال بد محزون و غمگين ميگردند .
البتّه در مؤمنين متّقى و خداشناس نيز كم و بيش از اطّلاع بر غيوب و ضمائر و اسرار ديده شده است . البتّه نه به آن درجهاى كه در امام عليه السّلام موجود است بلكه به مراتب نازلتر و پائينتر .
داستان حاج عبد الزهراء گرعاوى
دوستى داشتم به نام حاج عبد الزّهراء گرعاوى نجفى ، از اهالى اطراف نجف أشرف ، از قبيلهء گرعاوى و از مُعيدىهاى آنجا ، و ليكن از طفوليّت در نجف اشرف بوده است ، مردى بود بسيار باهوش و سريع الانتقال و تندذهن ، و در عين حال متديّن و عاشق حضرت أبا عبد الله الحسين عليه السّلام ، داراى حال بكاء و گريههاى طولانى و شوريده ، و بدين جهت نيز از مكاشفات صوريّه و مثاليّه نيز برخوردار بود .
شغلش در بغداد و منزلش در كاظمين عليه السّلام ، و خود نيز داراى ماشين سوارى بود ، و خودش رانندهء آن بود . و شبهاى جمعه براى زيارت به كربلا مشرّف ميشد ، و غالباً براى صلهء أرحام خود و زيارت قبر مطهّر حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام به نجف اشرف مىآمد .
سابقهء آشنائى و دوستى من با ايشان بيست و سه سال است ، و يك