تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
از يك عمارتى باشد و بواسطهء مختصر غفلتى ، يك مرتبه به طبقهء پائين سقوط كند ! من فهميدم كه اين همه گفتارها و سؤالها و خطابها به جهت اينست كه به من بفهماند : زدن روى دست طفل كه خيار ميخواسته است صحيح نيست ؛ و طفل را بايد با صبر و تحمّل آرام كرد ، و او در همان وقتى كه ما از نزد خيار فروش عبور ميكرديم ، در ماشين خود نشسته و در بيابان حِلّه بسوى بغداد در حركت است ؛ از حال ما ، و كيفيّت درخواست بچّه ، و ضرب ما مطّلع بوده ؛ ولى نمىخواهد صريحاً بگويد : كه تو چنين كرده‌اى ! در اين حال بدون اختيار در درون خود ، با او گفتم : وَ اللهِ لَقِصَّتُكَ أَعْجَبُ . سوگند به خدا كه داستان تو ، و ديدن تو در بيابان نجف ، كارى را كه من از فاصله قريب به يكصد كيلومتر از دور انجام داده‌ام ، از داستان تلويزيون كه براى من عجب‌آور بود ؛ شگفت انگيزتر است .
وَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ وَ وُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِما يَفْعَلُونَ
. « 1 » از اين آيه كريمه بدست مىآيد كه چون پيامبران و شاهدان را در روز قيامت مىآورند ، و آنها بر أعمال انسان گواهى ميدهند ؛ بر اثر آن خداوند نفس عمل را جزاى عمل قرار ميدهد ، پس شهادت آنان بر اعمال شهادت زبانى نيست ؛ كارى ميكنند كه نفس عمل انسان بر او مشهود ميگردد ، اين‌طور اداء شهادت ميكنند ؛ و بنابراين تحمّل شهادت
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 69 ، و آيه 70 ، از سورهء 39 : الزّمر