تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
زمخشرى در تفسير آيه
إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ
گفته است : « اين آيه به فنّ بيان التفات خطاب به حفصه و عائشه است براى آنكه در مؤاخذه و معاتبه آنها بليغ‌تر و رساتر باشد ؛ و از ابن عبّاس مرويست كه او مىگفت : من پيوسته حريص بودم از معناى اين آيه دربارهء آن دو زن ، خودم از عُمَر سؤال كنم ، تا زمانى كه عمر عازم حجّ شد و من هم با او عازم حجّ شدم ؛ چون در ميان راه ميرفتيم عمر از جادّه براى قضاء حاجتى روى گردانيد ؛ و من هم با او رفتم ؛ و ظرف كوچكى از آب كه از پوست بود برداشتم و با خود بردم كه براى وضو استفاده شود ؛ چون من از آن ظرف آب روى دست عمر ميريختم و او وضو مىساخت ، موقع را مغتنم شمرده و پرسيدم : آن دو زن كيانند ؟ عمر گفت : عجبا اى پسر عبّاس ؛ و گويا از آنچه من از او پرسش كردم كراهت داشت و اين سخن بر او ناگوار آمد ، و سپس گفت : آن دو زن حفصه و عائشه هستند .

دل‌هاى اولياء خدا پيوسته بيدار است

مردم چنين مىپندارند كه پيغمبر ميرود در منزلش در رختخوابش مثل ما يك آدم جامد چُدَنى به روى زمين در كنارى مىافتد و تمام حواسّ و ادراكاتش به همين بيدارى و ملاقات و از نقطهء نظر بدن مادّى و تماسّ پيدا كردن با عالم خارج است ؛ نه اين‌طور نيست ؛ پيغمبر مىفرمايد : « من وقتى ميخوابم چشمم به خواب ميرود ولى قلبم بيدار است ؛ دل
هامش
مطبعه شرفيّه ، در 1307 هجريّه ص 471 ؛ و طبع دار الكتاب العربىّ ، بيروت - لبنان ، طبع سنه 1366 هجريّه ، ج 4 ، ص 566 ؛ و در ذيلش ابن حجر عسقلانى در كتاب « الكافى الشّاف فى تخريج أحاديث كشّاف » گفته است : اين حديث متّفقٌ عليه است .