تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
و بر همين اساس است كه فريادها بلند مىشود و همه صدا ميزنند :
يا وَيْلَتَنا
! اى واى بر ما !
ما لِهذَا الْكِتابِ
؟ چيست داستان و قضيّهء اين نامهء عمل كه
لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها
. نه يك گناه كوچكى و نه بزرگى از اين نامهء عمل جا نيفتاده و فوت نشده است .
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ
. « 1 » « حقّاً كه ما خودمان مردگان را زنده مىكنيم و آنچه را كه آنان از پيش فرستاده‌اند و آثارشان را مىنويسيم ؛ و هر چيزى را در امام مبين شمارش مىكنيم . » چون ممكنست انسان از دنيا برود ولى آثارى داشته باشد ، آن آثارش هم در نامهء عمل نوشته مىشود . كسى مثلًا مسجدى بسازد ، بعد از اينكه مُرد ، مردم بيايند و در آن مسجد نماز بخوانند ، اثر اوست . اين اثرها دائماً به نامهء عمل او ميرسد . هر نمازى كه مردم در آن مسجد ميخوانند ، در نامهء عمل او نيز نوشته مىشود . در اين صورت چه بسا در نامهء عمل ، بسيارى از كارهائى را كه انجام نداده است نوشته مىشود : همان اعمالى كه مردم در اثر ترغيب و تحريص او انجام ميدهند . فرض كنيد هزار سال است كه مرده است ، ولى خيرات و مبرّات مرتّباً در نامهء عمل او سرازير ميگردد
هامش
( 1 ) . آيه 12 ، از سورهء 36 : يس