إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
. « ما رويّه و دَأْبمان اينطور بود كه آنچه را كه شما در دنيا انجام ميداديد ، از روى آن نسخه برميداشتيم . » فتوكپى و زيراكس ميكرديم تا حتّى يك نقطهء آن را هم نتوانيد انكار كنيد ؛ كار ما از كار شما در دنيا سستتر نيست ؛ شما از أسناد و مدارك نسخه ميگرفتيد تا نتوانند انكار كنند ؛ و هر وقت بخواهند منكر شوند ميگويند : نسخهء اصلى اينجاست ؛ چهره و سيما و صورت و شمايل و گفتار ، همه اينجاست .
در معناى نسخه برداشتن از أعمال
إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ
. هر كارى كه شما انجام ميداديد ، ما استنساخ ميكرديم . استنساخ يعنى چه ؟ آخر در آنجا چگونه نسخه ارائه مىشود ؟
يعنى در اين كتاب تكوين كه دارد ميگذرد ، در اين عالم كون به اين شگفت انگيزى كه سر و ته آن را خدا ميداند ، و تمام موجوداتى كه در هر زمان و در هر مكان با تمام خصوصيّات در اين كتاب تكوين و امام مبين موجود است ، ما از آن ، آنچه را كه راجع به شما بخصوص بود استنساخ كرديم ! يك نسخه برداشتيم و در روز بازپسين شما را مقابل آن نسخه قرار ميدهيم ! تمام آن كتاب تكوين به درد شما نمىخورد ، ما در روز قيامت شما را مىآوريم و مطّلع مىكنيم نسبت به آنچه راجع به شماست .
در فلان قرن و فلان سال و فلان ماه و فلان روز و ساعت و لحظه در فلان نقطه از دنيا بين يك زن و مردى كه با يكديگر اختلاف داشتند چه واقع شد ، مربوط به شما نيست ، ما از آن نسخهاى براى آنها