تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
تزاحم و تضايقى نيست . و در اينجا تفاوتى نيست بين اينكه نفس ، عقلانى باشد و اعضايش عقلانى باشند ، و يا آنكه حيوانى باشد و اعضايش مثالى باشند ؛ همچنان كه اين مطلب را معلّم فلسفه اثبات كرده است ؛ و نيز به اثبات رسانيده است كه : در انسانِ حسّى ، يك انسان نفسانى و يك انسان عقلانى موجود است ؛ و همچنين روشن ساخته است كه : تمام اعضاء و حواسّى كه در انسان حسّى وجود دارد بطور لطيف‌تر و دقيق‌تر در انسانِ نفسى موجود است و جميع اعضاء و حواسّ انسان نفسى بطور اعلى و اشرف در انسان عقلى موجود است . و در اين مسأله دقّت نظر و إمعان فكر را به جائى رسانيده است كه اگر ما بخواهيم در اينجا بازگو كنيم ، به طول مىانجامد . و از آنچه گفته شد دانسته شد كه : تمام قواى طبيعيّه و حواسّى كه در بدن طبيعى پراكنده‌اند ، همگى به نفس متخيّله متّصلند و بسوى او محشورند ، و آن نفس متخيّله با جميع قواى خود و حواسّ مثالى خود متّصل به عقل فعّالست كه در ما وجود دارد و از آن تعبير مىكنيم به انسان عقلى كه همان روح است و نسبتش به خداست در گفتار خداوند كه ميفرمايد :
وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
« 1 » . « من از روح خودم در آدم دميدم . » و اين همان كلمةُ الله و امر خداست كه در گفتار ديگر خدا بدان
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 29 ، از سورهء 15 : الحِجر ؛ و قسمتى از آيه 72 ، از سورهء 38 : ص