معاد حيوانات
و حيوانات هر كدام حشرشان به همان روح كلّى كه مدبّر آنهاست خواهد بود ، و بنابراين ربُّ النّوع يا آن مَلَكى كه آنها را اداره مىكند و از آنها پاسدارى مىنمايد ، مرجع و معاد آنان بوده ، و برخى از حيوانات كه غذاى انسان مىشوند مندكّ و فانى در انسان ميگردند :
وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ
. « 1 »
« و هيچ جنبندهاى در روى زمين نيست و هيچ پرندهاى نيست كه با دو بال خود پرواز مىكند ، مگر آنكه آنها امّتهائى هستند مثل شما ، ما در كتاب تكوين و عالم هستى از آفرينش هيچ چيز كوتاهى ننموديم ، و سپس بسوى پروردگارشان محشور مىشوند . »
معاد حيوانات نيز مانند معاد انسان و شياطين به همان نقطه بدءِ وجودشان است ، و در موقع بازگشت بسوى خدا به همان نقطهاى كه در عالم ملكوت از آنجا نزول كردهاند و ماهيّت وجودى آنها از آنجا اندازه گيرى و تقدير شده و سرشت آنها از آنجا بوده است ، به همان نقطه بازگشت مىكنند و در همانجا فانى ميگردند . و بنابراين ، حشر هر طائفه و هر دسته از حيوانات مختلفه در همان مَلَك خاصّ و روح كلّى است كه به زبان فلسفه « ربُّ النّوع » آنها بوده است ، و آن فرشته نيز در روح كلّى بالاتر ، و آن روح كلّى نيز همچنين ، تا فناء در ذات اقدس حضرت احديّت ، كه محلّ فنا و بازگشت و حشر جميع موجودات است
هامش
( 1 ) . آيه 38 ، از سورهء 6 : الانعام