نيز بر تمام مكانها سيطره دارد .
علم غيبى كه براى انبياء على نبيّنا و آله و عليهم السّلام و براى حضرت رسول الله و أمير المؤمنين و ائمّه عليهم السّلام در أخبار و تواريخ وارد شده است ، از اين قبيل است .
وقتى كه از دار دنيا رحلت نموديم و از زمان و مكان برتر آمديم - چون نفس ناطقهء ما مجرّد است ، زمانى و مكانى نيست ، بدن طبيعى ما كه در اين دنيا زيست مىكند مادّى و غير مجرّد است - در آنوقت خود را بر أعمال خود و روش و رفتار خود در دنيا مسلّط خواهيم ديد .
نفس ناطقهء ما كه روح قدسى است چند روزى چون مرغ گرفتار قفس تن شده است و پابند مادّه و آب و علف ؛ چون قفس را شكست و پرواز كرد ، خود را در جهان قدس و فضاى لا يتناهاى تجرّد ، آزاد مىبيند و از همه جا مطّلع و با هر كس و با هر چيز همراهى و معيّت خواهد داشت .
ترا ز كنگرهء عرش ميزنند صفير * ندانمت كه در اين دامگه چه افتادست
كه اى بلند نظر شاهباز سدره نشين * نشيمن تو نه اين كنج محنت آبادست
غلام همّت آنم كه زير چرخ كبود * ز هر چه رنگ تعلّق پذيرد آزادست « 1 »
هامش
( 1 ) « حافظ » طبع پژمان ، حرف تاء ، ص 10 ، غزل 16