پنج تا .
ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ * فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ * إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ * سَأُصْلِيهِ سَقَرَ .
« سپس پشت مىكند و بلندمنشى مىنمايد و سپس ميگويد : اين قرآن غير از سحر انتخاب شده چيز ديگرى نيست ؛ اين قرآن نيست مگر گفتار بشر .
آرى من او را به سَقَر مىسوزانم و در آن به آتش مىافكنم . »
وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ * لا تُبْقِي وَ لا تَذَرُ .
« و نمىدانى اى پيامبر سقر چيست ؟ آتشى است كه كسى را باقى نمىگذارد و رها نمىكند . »
اين عذابها نفس انكار و استكبار آنانست كه به صورت اين شكنجهها و عذابهاى دردناك تجلّى مىكند .
ميگويند : اين پيغمبر هم فردى مثل ماست ؛ به ما امر و نهى مىكند و ميگويد : اگر مخالفت كنيد قيامتى در پيش داريد ! و به جزاى كردارتان مير سيد !
جسم وقتى پوسيد چگونه به حال اوّليّه بر ميگردد ؟ اگر بدن تكّه تكّه شود ، دوباره زنده مىشود ؟ بعد از عمل جرّاحى ، خطّ جرّاحى روى بدن مىماند ؛ چطور از بدن قطعه قطعه شده و متفرّق شده اثرى نمىماند و انسان با بدن تامّ و تمام در قيامت حضور به هم مىرساند ؟
انكار معاد از مجرّد استبعاد تجاوز نمىكند
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذا مُزِّقْتُمْ كُلَّ