تغييرات جوّى و برّى و بحرى ؛ مشاهدهء آنها برايشان كافى نيست ؟ ميخواهند از دست ما بگريزند ؟ از دست رسول ما فرار كنند ؟
ما كه دشمن آنان نيستيم ، رسول ما هم دشمن نيست ؛ ما و رسول ما آنان را به حقّ و واقعيّت ميخوانيم كه اين كاخ وجود و اين عالم آفرينش خدا دارد ، انسان مبدأ دارد ، منتهى دارد ، هر عملى در اين دنيا عكس العملى در آن دنيا دارد ، انسان نبايد خود را به غفلت زند كه ناگهان خود را بر پاداش اعمال زشت و جهنّم خواهد ديد كه
أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها
، آتش با خيمه و خرگاه خود ازهرجهت به او احاطه كرده است .
كسى كه خود را نتواند انكار كند ، هستى خود را نتواند منكر شود ؛ خدا را نمىتواند انكار كند . وجود انسان ملازم با وجود خداست . من هستم يعنى خدا هست .
كسى كه فعل خود را نتواند انكار كند ، از كردار و رفتار خود منكر شود ؛ قيامت را نمىتواند انكار كند . كردار و رفتار ، ملازم پاداش است ، بلكه عين پاداش است . كار من يعنى جزاى من ، فعل من يعنى پاداش من .
قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنا رَبُّنا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ هُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ .
« 1 »
« بگو ( اى پيامبر ! ) پروردگار ما ميان ما و شما را جمع مىكند و ما را به دور هم گرد مىآورد ، سپس بين ما به حقّ گشايش ميدهد ؛ و اوست بسيار گشايش دهندهء توانا ، و داناى زبردست . »
هامش
( 1 ) آيه 26 ، از سورهء 34 : سبأ