ساختن او و به زبونى در آوردن اوست ، در صدد عاجز ساختن خدا و نور خداست ؛ چون مؤمن مَظهر و مُظهِر خداست ، تجلّى گاه جمال و جلال خداست . آنان خود را استيضاح مىكنند ، و متن پليد خود را ظاهر مىسازند ، و باطن آلودهء خود را ظهور ميدهند .
مَه فشاند نور و سگ عوعو كند * هر كسى بر خلقت خود مىتَنَد
سگ در فوران تابش ماهتاب جهانتاب در شبهاى ماهتابى ، نمىتواند تحمّل اين نور را كند ؛ حسد مىبرد و عوعو مىكند . پلنگ پر استكبار براى دستيابى به ماه و دريدن و پاره كردن آن به بالاى قلّهء كوه ميرود ، و از قلّهء كوه براى چنگ اندازى به ماه خود را به آسمان پرتاب مىكند ، كه ناگهان به ته درّه سرنگون مىشود و استخوانهايش در هم مىشكند .
يعنى با نفس اين عمل ، فنا و بَوار و هلاك خود را ميخرند و قبر خود را به دست خود حفر مىكنند .
سَعَوْا فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ .
ديگر نميدانند كه اين سعى و كوشش در راه نابودى ما و نور ما ، عين وصول به عذاب دردناك و گرفتارى در دامن پليدىها و نكبات است .
استخوانها شكسته مىشود و صد پاره ميگردد . و هر چه عذاب سختتر مىشود و در اثر آن پوست و گوشت سوخته مىگردد ، با روئيده شدن پوست و گوشت تازه مزه و طعم عذاب بهتر چشيده مىشود .
مثال واضح دو دو تا مىشود چهار تا ؛ او عناد مىكند و ميگويد