ظلمت مخلّد است .
در قيامت با آنكه عالم نور است ، كفّار در ظلمتند
بنابراين ، از اين آيه نيز استفاده مىشود كه در قيامت با آنكه عالَم ، عالم نور است يك عدّه در ظلمت و تاريكى جاودانه زيست مىكنند .
نظير اين مطلب را دربارهء حجاب سابقاً بيان كرديم كه آن عالم با آنكه عالم حجاب نيست و عالم ظهور و بروز است ، و ليكن در عين حال بعضى از بعضى محجوبند ؛ كفّار محجوبند .
اين محجوبيّت لازمهء محدوديّت وجودشان است . چون وجود خود را در دنيا مُضيَّق و محدود نمودند ، در آنجا هم همين محدوديّت موجب حجاب و بُعد آنان ميگردد و از آن تعيّن و تقيّد نمىتوانند خارج شوند .
نظير اين معنى را نيز در قرآن كريم داريم كه در آنجا مخفيّات ظاهر مىشود . آنجا عالم سرّ و حقيقت است ، و كسى قدرت بر دروغ گفتن ندارد . جواب منكر و نكير را نمىتواند به دروغ بگويد . چون سؤال كنند : مَنْ رَبُّكَ ؟ پروردگارت كيست ؟ به دروغ براى رهائى از عذاب آنان نمىتواند غير از آنچه را كه در دنيا مىپرستيده و خداى خود قرار داده است بازگو نمايد .
و در قيامت نيز كه يوم الجمع و يوم الشّهود است نمىتواند غير از معتقدات خود چيزى را ابراز نمايد .
و ليكن در عين حال در بعضى از آيات وارد است كه افرادى كه در اينجا اهل دروغ بودهاند ، در آنجا نيز بواسطهء حيلهء دروغ ميخواهند خود را رها كنند :