بعضى از افراد فىالجمله دروغ ميگويند ، ولى بعضى دروغ زن و دروغ بافند ، مهارتى در جعل اكاذيب دارند ، در مقابل ديدگان انسان بدون تأمّل و تروّى قبلى يك داستان دروغ مىلافند و انسان را گول ميزنند . اين افراد شيمهء كثيف دروغگوئى در نفسشان متحجّر ميگردد ، و با اين نفس دروغ زن از دنيا ميروند و وارد محشر ميشوند .
در آنجا هم ميخواهند خدا را گول بزنند ، و به دروغپردازى و سوگند بافى و لاف زنى دست ميزنند . و بكلّى انكار كفر و شرك و ستم و جنايات خود را مىكنند . عيناً مانند جيببُرها ؛ با آنكه دستشان در جيب مردم است در همان حال اگر كسى دست آنها را بگيرد ، باز انكار مىكنند . و چه بسا ديده شده چون دست جيببُر را با پول واقع در آن گرفتهاند ، فوراً جيببُر تهمت را به طرف برگردانده و او را متّهم به جيببُرى از جيب خود و برداشتن آن پول نموده است ؛ نعوذ بالله .
اينچنين روحيّهها چون در قيامت حاضر شوند ، ميخواهند گناه را به گردن خدا بيندازند ، و او را مسؤول و محكوم نمايند .
پس بنا بر آنچه گفته شد از باب ظهور سجايا و مَلَكات ، در قيامت بازار كذب كاذبين و انكار منكرين و حجاب محجوبين رواج دارد .
و با آنكه آنجا عالم حقيقت محض و صدق خالص و نور و اشراق و عالم ظهور و بروز است ، چگونه اين خلافها در آنجا به وقوع مىپيوندد ؟
مراتب نور در اثر قلّت و كثرت حجب ، مختلف است
با يك مقدّمهء كوتاه مطلب روشن مىشود ، و آن اينكه آن عالم با