تجارت و زراعت و صناعت مىنمايند ، سفر مىكنند ، ميخوابند و بيدار ميگردند ؛ همهء اين اعمال با نور خداست ؛ با دل آگاه و چشم بيناست ؛ از روى بصيرت و آگاهى دل و وجدان اين كارها را مىكنند .
به خلاف اعمالى كه سائر مردم انجام ميدهند ؛ آنها همين كارها را مىكنند : سفر مىنمايند ، بيل دست ميگيرند ، زراعت مىكنند ، تجارت دارند ، به امور صنايع اشتغال مىورزند ، نكاح مىكنند ، بچّه مىآورند ، به مدرسه ميفرستند ؛ و ليكن همه در ظلمت است ، پردهاى از جهل و عدم بصيرت و فقدان يقين ، پوششى بر دل و ضمير آنها شده است . اين كارها را مىكنند بدون هدف و مقصود ، از روى شكّ و ريب .
فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ
. « 1 »
پيوسته در جهان شكّ و احتمال و گمان رفت و آمد دارند ، و پا به جهان علم و يقين نگذاردهاند .
ولى مؤمنان با قلب روشن و سينهء گشاده و فكر باز مانند شخص بينا و بصيرى كه از روى تَرَوّى و تأمّل دست به كار مىزند ، و با فكرى متين و ارادهاى استوار اقدام بر مَهامّ امور مىكند ، دست به اين كارها ميزنند .
آيا مؤمن بينا و آگاه چون كافر نابينا و نادان است ؟
آيا كسى كه داراى چنين نورى است ، مانند كسى است كه در ظلمات است و از آن بيرون نيست ؟
آيا كسى كه با خداى خودش ربط دارد ، مانند كسى است كه در زندان تخيّل و توهّم خزيده ، و عالم به اين زيبائى و گستردگى را جدا
هامش
( 1 ) ذيل آيه 45 ، از سورهء 9 : التّوبة