تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
و محصَّل آنكه ما از اينجا حركت مىكنيم ميرويم در آن عالم ، در آنجائى كه مادّه نيست . مؤمن ، مشرك ، منافق ، زن و مرد ، شرقى و غربى در آنجا فرق ندارند . هر كس بخواهد در آنجا برود ، بدن را در قبر مىگذارد و به آن عالم به پرواز در مىآيد . مردن براى همه هست ؛ يعنى عالم مادّه را پشت سر ميگذارند و حجاب زمان و مكان را در مينوردند و در آنجائى كه از مادّه مجرّد است ميروند ؛ در آنجائى كه همه چيز روشن است . انسان هر عملى در دنيا بخواهد انجام دهد ، بايد بداند كه قيامت عالم بروز و ظهور است ؛ همان عملش ظاهر و روشن در برابر ديدگاه خلائق قرار ميگيرد . در اينجا انسان ميترسد پدرش بفهمد مادرش بفهمد برادرش بفهمد رفيقش بفهمد ، و پيوسته سعى دارد عمل خود را كتمان كند ؛ امّا آنجا
فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ
است ، چشمها حادّ و تيزبين است ؛ آنجا همه چيز حاضر است و مشهود .

پيرامون آيه : فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ

ديدگان موجودات عالم بالا حديد است . همين كه انسان كارى را انجام دهد و بخواهد مخفى كند ، همين كار و اخفائش هر دو در آنجا حاضرند ؛ هم عمل و هم آن حقّه و مكرى كه زده و ميخواهد كارش را پنهان كند . واويلاست ! زيرا كه انسان توقّع نداشت خود عمل ، مشهود خلائق گردد ؛ اينك علاوه بر عمل ، آن حيلهء نفسانيّه در اخفاءِ آن هم تجسّم پيدا نموده است . آنجاست كه انسان دست ندامت به دندان ميگزد .