دو ياقوت سرخ است ، و شكمش از زبرجد سبز است .
روى اين ناقه يك قبّهاى است از لؤلؤ سپيد كه ظاهرش از باطنش ديده مىشود ، و باطنش نيز از ظاهرش ديده مىشود ؛ ظاهرش از رحمت خداست ، و باطنش از عفو پروردگار است .
اين ناقه چون روى آورد ، سرعت مىكند ، و چون پشت كند نيز به سرعت ميرود .
و علىّ بن أبى طالب در جلوى من است ، و بر سر او تاجى از نور است كه تمام اهل محشر را درخشان مىكند .
آن تاج هفتاد زاويه دارد ، و هر زاويه از آن مانند ستارگان درخشان در افق آسمان ميدرخشند . و در دست او لواء حمد است .
و او ندا مىكند در قيامت : لَا إلَهَ إلَّا اللهُ ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه و إله . و بر هيچ گروهى از فرشتگان عبور نمىكند مگر اينكه ميگويند : اين مرد از پيغمبران مُرسَل است ، و بر هيچيك از پيغمبران مقرَّب درگاه خدا نمىگذرد مگر اينكه ميگويد : اين از فرشتگان مقرّب است .
در اين حال يك ندا كنندهاى از داخل عرش خدا ندا در ميدهد :
أَيُّهَا النَّاسُ ! اين فرشتهء مقرّب نيست ، و پيغمبر مرسل نيست ، و حامل عرش خدا نيز نيست ؛ اين علىّ بن أبى طالب است .
و شيعيان او در دنبال او مىآيند . پس يك منادى به شيعيان او ميگويد : شما كيستيد ؟ آنها در پاسخ ميگويند : ما عَلَويّون هستيم .
در اين هنگام از جانب خدا براى علويّون ندا مىآيد :
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٤٠