چون در نفوس مشركين ، تسجيلِ عدم سجده شده و بههيچوجه خود را در دنيا حاضر براى سجدهء حضرت معبود نميديدند ، اين حالت نفسانى در آنها به صورت بروز و ظهور عدم قدرت بر سجده جلوه نموده ، و آنان را دعوت به سجده مىكنند و نمىتوانند بجاى آرند .
افرادى كه در دنيا سجده نميكردند ، نماز نمىخواندند ، خود را حاضر براى عبوديّت در مقابل پروردگار نميديدند ، روح بلندمنشى و استكبار مانع از به خاك افتادن و چهره بر زمين سائيدن آنان نسبت به مقام عزّ و عظمت خدا در دنيا ميشد ؛ در آنجا نيز نمىتوانند سجده كنند ، نماز بخوانند ، در مقابل خدا با وجود ظهور قدرت و وحدت ، اختياراً خضوع و خشوع نمايند و قلباً اعتراف و اقرار به مسكنت خود و عظمت حضرت او بنمايند .
چون در اين دنيا اختياراً اقرار به وحدت ذات مقدّس خدا نكردهاند ، در آنجا نيز با وجود ظهور توحيد و بسط مقام وحدت ، هر چه ميخواهند لفظ شهادت به توحيد را بر زبان آرند نمىتوانند .
چقدر عالى و روشن اين حقائق در سورهء إبراهيم بيان شده است :
وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ * مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُؤُسِهِمْ لا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَواءٌ
. « 1 »
« اى پيامبر ! گمان مكن كه خداوند از آنچه مردم ظالم و ستمگر بجاى مىآورند ، غافل و بى خبر است كه آنها را مهلت ميدهد !
هامش
( 1 ) آيه 42 و 43 ، از سورهء 14 : إبراهيم