پرهيزكاران . »
دوستىهائى كه مردم در اين دنيا بر غير ميزان خدا و قرب و محبّت خدا با يكديگر دارند چون بر اساس حقّ نيست ، در آن عالمِ بروز و ظهور حقائق تبديل به دشمنى ميگردد و به صورت دشمنى ظهور دارد ، مگر روابطى كه بر ميزان حقّ و تقرّب حضرت بارى تعالى در بين مردم باشد ، كه آن در آن عالم نيز به صورت مودّت و دوستى است .
اگر حقيقت دوستىهائى كه مردم دنيا با يكدگر دارند بررسى شود ملاحظه مىشود كه بر محور پيمانها و تعهّدات و امور اعتباريّهء ديگر و يا بر اساس قرابت و خويشاوندى و اتّحاد خون بوجود مىآيد .
و چون تمام اين امور براى تسكين خاطر و جلب منفعت دنيوى است ، بنابراين تا دم مرگ بيشتر باقى نمانده و تاب مقاومت نمىآورد . بچّه تربيت مىكند براى آنكه در هنگام پيرى از او دستگيرى كند ، از آقا احترام مىكند تا از او استفاده كند ، پسرش را دوست دارد براى آنكه فرمانش را ببرد ؛ امّا اگر بزرگ شد و فرمان نبرد ، و فرزند در حال پيرى از او دستگيرى نكرد ، به كسى كه سلام كرده امروز جواب سلامش را نداد ، زن حاضر براى توقّعات مرد نبود ، مرد حاضر براى خواهشهاى زن نبود ؛ در اين صورت باز هم محبّت باقى است ، يا تبديل به يك صحنه از آتش عداوت و جدائى مىشود ؟
روابط و دوستىها در دنيا بر مبناى امور اعتباريّهء وهميّه است
تمام دوستىهاى مردم دنيا چون بررسى شود ، و از ريشهاى كه