تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
اين مردم متمرّد و متجاوز و مشرك به‌هيچ‌وجه تسليم حقّ نمىشوند و در انتظار و ترقّب چيزى نيستند ، مگر يك صيحه كه به گوش آنها بخورد و آنان را از اينجا ببرد ؛ و براى حركت آنان ، به اندازهء فاصلهء زمان دوشيدن شتر تا دوشيدن بار ديگر آن ، مهلت داده نمىشود .
يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ * وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ
. « 1 » « آن روز ، روزى است كه مردم مانند پروانه‌هاى پراكندهء در فضا پراكنده ميشوند ، و كوه‌ها مانند پشمِ زده شده ، خُرد و بى اعتبار ميگردند . »
يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ * تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ * قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ * أَبْصارُها خاشِعَةٌ * يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ * أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً * قالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ * فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ * فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ .
« 2 » « روزى ميرسد كه يك لرزه و تكان سخت عالم را فرا ميگيرد ؛ و بدنبال آن يك لرزه و تكان ديگر . دل‌ها در آن روز همه ترسان و در اضطراب است ؛ چشم‌ها به حال انكسار و ذلّت ؛ و كسى قدرت ندارد
هامش
( 1 ) آيه 4 و 5 ، از سورهء 101 : القارعة ( 2 ) آيات 6 تا 14 ، از سورهء 79 : النّازعات