را براى مسلمانان ببرد .
اين مرد كه بسوى كشور اسلام حركت ميكرد ، در ميان شب صداى سمّ اسبانى به گوشش رسيد . ايستاد ديد كه اين اسب سواران همان اصحاب و ياران او هستند كه در ديگ جوشيده شدهاند .
از حركت و موقعيّت آنان سؤال كرد . در پاسخ گفتند : چون أمير المؤمنين دار فانى را وداع گفت ، يك منادى از آسمان در ميان شهيدانى كه در خشكى و در دريا شهيد شدهاند ندا كرد : أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السّلام به درجهء شهادت رسيده است ؛ شما بر او نماز بخوانيد !
ما از قبرهاى خود حركت كرديم و بر او نماز خوانديم ، و اينك بازگشتيم و عازم مراجعت به خوابگاههاى خود هستيم . « 1 »
البتّه بايد دانست كه اين داستان عالم برزخ است و براى اين مرد بطور مكاشفه معلوم شده است .
لعن فرشتگان بر قاتلين أمير المؤمنين و سيّد الشّهداء
از صَفوان جَمّال روايت است كه ميگويد : در خدمت حضرت صادق عليه السّلام به حجّ مشرّف شديم . در ميان راه ، حضرت بسيار متأثّر بود .
از علّت اين اندوه پرسش كردم ، فرمودند : مگر مؤمن ميتواند ببيند و غمگين نشود !
به خدا قسم اگر آنچه را كه من مىشنوم تو هم مىشنيدى متأثّر ميشدى !
هامش
( 1 ) « بحار الأنوار » ج 9 ، ص 679