تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
وَ إنَّمَا كُنْتُ جَاراً جَاوَرَكُمْ بَدَنِى أَيَّامًا . « 1 » « من فقط همسايه‌اى بودم كه بدن من چند روزى با شما همسايه شد و مجاورت اختيار كرد . » يعنى چه ؟ يعنى آنچه شما از من احساس كرديد همين بدن بود ، ولى حقيقت من و نفس من از طور ادراك شما خارج ، و ابداً در عالم شما نبود ، و شما را بدان دسترس نبود . بنابراين آنچه در بعضى از خطب و روايات به أمير المؤمنين عليه السّلام از كرامات و إخبار به مغيبات و شفاى امراض و إحياء موتى و تصرّف در موادّ كائنات نسبت داده شده است ، نبايد مورد تعجّب يا انكار واقع شود . اين امور مسائلى هستند كه هم مسائل فلسفيّه ، و هم عرفانيّه ، و هم روايات و سنن شرعيّه بر آنها تطابق دارند و امكان و تحقّق آن را اثبات مىكنند . انسان منصف هميشه در امورى كه در آن تخصّص و خبرويّت ندارد بايد علم آن را به اهلش واگذار كند ، و از تسريع و عجله در نتيجه گيرى و حكم به نفى يا اثبات خوددارى نمايد .
پشّه كى داند كه اين باغ از كِى است * كو بهاران زاد و مرگش در دِى است
هامش
( 1 ) « نهج البلاغة » خطبهء 147 ؛ و از طبع عبده مصر : ج 1 ، ص 269 اهتمام اولياى خدا از پيامبران و امامان به تكاليف شرعيّه موضوعيّت دارد ، زيرا اين امور براى تقرّب به خدا و حصول ملكهء