صفاتى كه از اينها متفرّع ميشوند كلّى و واسع است ، محدود و مقيّد نيست .
وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً
. « 1 »
« تمام چهرهها و سيماها در برابر عظمت خداوندِ زنده و قيّوم همهء موجودات ، ذليل و خوارند ؛ و كسى كه ستم روا داشته و ظلم نموده باشد دست خالى و زيانكار است . »
وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
. « 2 »
« به چيزى از علم خدا سيطره و احاطه پيدا نمىكنند مگر به مقدارى كه خدا بخواهد ؛ و كاخ فرمانروائى او تمام آسمانها و زمين را فرا گرفته است . »
اولياء خدا و مخلَصينِ از هواى نفس ، كه در صفات و اسماء ، متحقّق به صفات و اسماء خدا شدهاند و چون آئينهء صافى بدون كدورت و غشّ ، جمال و جلال خدا را حكايت مىكنند ؛ از علومى كه خدا بخواهد دانا هستند ، و به هر كارى كه خدا بخواهد توانا هستند .
عالم طبع و مادّه و زمان و مكان ، حاجب و مانع آنها نيست
هامش
( 1 ) . آيه 111 ، از سورهء 20 : طه
( 2 ) قسمتى از آيه 255 ، از سورهء 2 : البقرة أمير المؤمنين عليه السّلام در ضمن خطبهء مختصرى كه پس از ضربت خوردن بيان فرمود گفت :