تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
حتّى خود عبد الرّحمن نيز به آن حضرت پيشنهاد كشتن خود را نموده بود . جواب آنكه : اوّلًا أمير المؤمنين عليه السّلام كه خود مصدر عدالت و محور داد و قسط است ، به چه جرم و جنايتى عبد الرّحمن را كه تا آن هنگام مرتكب گناهى نشده است بكشد ؟ آيا اين خود جرم و جنايت نيست ؟ در اين صورت حضرت به جاى ابن ملجم ، جانى و ابن ملجم به جاى حضرت ، معصوم و بى گناه نِمود مىنمود . و بر كسى كه خود ميزان قسط و عدالت است ، اين عمل صحيح نيست .

علّت عدم امكان كشتن كسى قاتل خودش را

بلكه قصاص قبل از جنايت ، خود جنايتى است . زيرا ميدانيم كه قصاص فقط در صورت قتل است ، نه نيّت و ارادهء قتل ، و نه ميل و اشتياق به قتل ؛ و در صورت عدم تحقّق قتل ، گرچه نيّت و ميل و اراده‌اش نيز تحقّق يافته باشد قصاصى نيست . ثانياً اينكه تا علّت تامّهء قتل تحقّق نپذيرد ، قتل واقع نخواهد شد ، و يكى از علل كشتن أمير المؤمنين عليه السّلام ابن ملجم را اينست كه آن حضرت ارادهء كشتن او را بنمايند ، و چون اين كشتن غير مشروع است به علّت آنكه جنايتى هنوز از او سر نزده است ، لذا كشتن ابن ملجم محال است . ثالثاً اينكه اگر واقعاً و حقيقةً در علم خداوند بر اساس سلسلهء اسباب و مسبّبات و علل و معلولات چنين معيّن و مقدّر است كه
هامش
نكشيم ؟ فرمود : سخن از اين كلام شما شگفت انگيزتر نيست ؛ آيا شما مرا امر مىكنيد كه قاتل خود را بكشم ؟ !