« غاية المرام » و « فرائد السِّمْطين » و « ينابيع المودّة » نيز روايت كردهاند . « 1 »
كشتن حضرت مجتبى عليه السلام ابن ملجم را
بعد از خطبه ، حضرت مجتبى عليه السّلام يكسره به سراغ ابن ملجم آمدند ؛ چون حضرت امّ كلثوم آن حضرت را سوگند داده بود كه بعد از شهادت پدرم ، به آن خدائى كه عالم را خلق كرده است راضى نيستم يك ساعت در قتل ابن ملجم درنگ كنى .
امام فرمود : اى ابن ملجم كه ترا وادار كرد كه دست به چنين كارى زدى ؟
گفت : عهدى كه با خدا كرده بودم ! حالا اگر مرا اجازه دهى به شام ميروم و معاويه را هم مىكشم و به نزد تو بر ميگردم ، اگر خواهى مرا قصاص كن و اگر خواهى عفو نما !
حضرت فرمود : سوگند به خدا كه هيچ مهلت ندارى تا به دوزخ و اصل شوى ! در اين حال فقط با يك شمشير او را كشتند ، و سپس مردم جثّهاش را برداشته و در مغاك انداختند .
رواياتى كه در عذاب برزخى ابن ملجم وارد شده ، از عذابهاى برزخى بسيار شديد است و علماء اسلام در كتب مفصّلهء خود نوشتهاند .
هامش
( 1 ) « غاية المرام » طبع سنگى ، ص 295 ، حديث شانزدهم ؛ و حَمْوينى در « فرائد السّمطين » بنا به نقل « غاية المرام » ص 291 ، حديث سى و پنجم ؛ و « ينابيع المودّة » باب 90 ، ص 479 از حافظ جمال الدّين زَرَندى در نظم « دُرر السِّمطين » نقل كرده است .